X
سفر به دنیای آرام
نگارش در تاريخ چهارشنبه 29 آبان 1392 و ساعت 11:54 توسط ویدا

هوای بندر حسابی دلپذیر شده، واسه همین از این به بعد تو دل طبیعتشیم.


ادامه مطلب...
موضوع : | بازدید : 2140 مرتبه
نگارش در تاريخ دوشنبه 13 آبان 1392 و ساعت 12:29 توسط ویدا

اولین باران پاییزی بر چشمانت مبارک...

عمیق نفس بکش هوایش را...

باران، استجابت است...

عشق است...

مهربانی ست...

باران حضور خداست.

خوشبختی باران را با افکارت دعوت کن.

پاییزتان پر از آرامش و لطافت.


موضوع : حرفهای من | بازدید : 1617 مرتبه
نگارش در تاريخ دوشنبه 6 آبان 1392 و ساعت 0:31 توسط ویدا

ما امروز کلی ذوق مرگ شدیم!  چون اصولا" مادر ندید بدیدی هستیم!!!

این پرنده کوچک خوشبختی ما امروز لباس باله پوشید و دل ما رو برد حسابی، حالا داریم می ریم مهد کودک تو بغل منه، سرشو کرده تو گردنم که به گمون خودش کسی نبیندش و یواش تو گوش من می گه؛ مامان حالا هر کی منو ببینه فکر میکنه من یه فرشته امبغل

 

متاسفانه در این یه مورد هیچ عکسی نداریم.


موضوع : شیرین زبونی! | بازدید : 1751 مرتبه
نگارش در تاريخ پنجشنبه 2 آبان 1392 و ساعت 16:18 توسط ویدا

_ آرام شغل پدرت چیه؟

_ بابام اداره ایه

*

_ آرام شغل پدرت چیه؟

_ درس می خونه

_ نه شغلش؟

- خوب شغلش درس خوندنه دیگه

*

_آرام دوست داری بزرگ شدی چی کاره بشی؟

- دوست دارم کار بابا رو بکنم

- مگه بابا چی کار می کنه

- بابا  می ره دفتر، کتش هم خودش می پوشه، از مردم هم حمایت می کنه!


موضوع : شیرین زبونی! | بازدید : 1729 مرتبه
نگارش در تاريخ پنجشنبه 2 آبان 1392 و ساعت 0:01 توسط ویدا

این روزها نوشتنم نمی یاد، بارها دلم خواسته یه مطلب جدید ارسال کنم اما حس نوشتنش رو نداشتم.

مثلا" تو این عکس اون ستاره دریاییِ ناز و کو چولو سوژه منه، آرام حسابی باهاش سرگرم شد، اول کشفش کرد بعد بررسیش کرد بعدم می خواست براش لونه درست کنه، اسمشم گذاشت پاتریک!!!

اما این که این قصه چطوری شروع بشه و چطوری به پایان برسه، چالشِ یکی دو روز منه و آخرش هم محکوم به پست نشدنناراحت

خوب البته در این یه مورد گویا محکوم نیست!!!

 

اینا رو گفتم که نبودنم رو موجه کرده باشم، موجه بود آیا؟!

ضمنا" اگه راه حلی سراغ دارین به گوش جان می شنویم.

 


موضوع : حرفهای من | بازدید : 1625 مرتبه
نگارش در تاريخ جمعه 26 مهر 1392 و ساعت 11:02 توسط ویدا

تولدت مبارک کیان!

ردیف اول از راست؛ آشیل، آرام، ویانا، رایان، ایرسا، کاملیا، پویان

ردیف دوم از راست؛ آرین، کیان (birthday boy)، دانا، بردیا، آرش


موضوع : دوستان | بازدید : 1738 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 17 مهر 1392 و ساعت 22:07 توسط ویدا

البته اسمش این نبود، فقط می خواستم به صورت کلیشه ای " روز جهانی کودک" نباشه!

کلی زحمت کشیدیم بادبادک ساختیم البته من که نه، پدر و دختر دو نفری بعدشم روش کلی از آرزوهامون رو نقاشی کردیم اما آخرش آرام حتی حاضر نشد باهاش عکس بگیره از بس بادبادک قبلیشو دوست داشت

 


ادامه مطلب...
موضوع : مناسبت های خاص | بازدید : 1938 مرتبه
نگارش در تاريخ چهارشنبه 17 مهر 1392 و ساعت 21:14 توسط ویدا

سفر به دنیای آرام رو با این عنوان و در چنین روزی آغاز کردم، خوشحالم که اینجا هست تا من بعضی چیزها رو یادم نره، هر چند اینجا فقط قسمت کوچیکی از خاطراتِ آرام ثبت می شه اما من به همینم راضیم چون در غیر این صورت من آدمِ نوشتن نیستم، ضمن اینکه تو این یک سال دوستانی پیدا کردیم بهتر از آب روان... که همشون رو دوست می داریم و به دوستی با هاشون می بالیم.

به خاطر همراهیتون ازتون سپاسگذارم دوستان مجازیِ نازنینم.

 


موضوع : حرفهای من | بازدید : 1597 مرتبه
نگارش در تاريخ دوشنبه 15 مهر 1392 و ساعت 23:38 توسط ویدا

بعد از اینکه چند تا کتاب در باب صلح و حقوق بشر و کنوانسیون حقوق کودک!!! خوندیم و بادبادکمون هم برای فردا آماده کردیم و روش همه آرزوهامون رو نقاشی کردیم بهش می گم؛

_ حالا می خوام که یه دعایی کنی برای همه بچه های دنیا

زانو می زنم دستشو می گیرم و منتظر می مونم

می گه؛ دعا می کنم همه بچه های دنیا عروسک داشته باشن...

 

 

 


موضوع : شیرین زبونی! | بازدید : 523 مرتبه
نگارش در تاريخ شنبه 6 مهر 1392 و ساعت 18:04 توسط ویدا

لامپ جلوی در خونه عوض شده و نورش خیلی زیاده، آرام تا چشمش خورد به نور گفت؛ وای چه نورِ کوری!

منظورش این بود که از بس نورش زیاده کور شدم

#

با صدای بلند سوت می زنم ( با یکی از سوتهای آرام) صداش خیلی بلنده آرام گوشش رو گرفته می گه؛ وای چه صدای کری!!!

منظورش روشنه گمونمچشمک

#

 برای بچه ها قصه تعریف کردم و ازشون خواستم که قصه رو نقاشی کنن ( ایده رو از وبلاگ زینب گرفتم)

، آرام به ویانا می گه ؛ ویانا من می خوام با تمام وجودم نقاشیمو بکشم!

 


موضوع : شیرین زبونی! | بازدید : 473 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد

درباره وبلاگ

سلام. اینجا در مورد دغدغه های دهه سوم زندگیم می نویسم که البته اولین وبزرگترین اونها آرامِ جانِ!
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 14 نفر
بازديدهاي ديروز : 21 نفر
بازدید هفته قبل : 218 نفر
كل بازديدها : 132660 نفر
Powered By NiNiweblog.com